تو با من چه کردی
- ۱
تو با من چه کردی
که از خواب بیزارم و از خیالِ تو لبریز؟
- ۲
تو با من چه کردی
که آغوش دنیا برایم قفس شد؟
- ۳
که هر شعر، بیاختیار از تو آغاز میشود؟
تو با من چه کردی
- ۴
که لبخندم از جنس اندوه افتاده؟
تو با من چه کردی
- ۵
که نامت شده بغضِ این حنجره، بیامان؟
که عادت شدی مثل نفسی که نمیرود؟
- ۶
تو با من چه کردی
که هر جای این شهر، بوی تو را میدهد، حتی سکوت؟
- ۷
تو با من چه کردی
که انگار بیتو، جهان بیمعناست، حتی زمان؟
- ۸
تو با من چه کردی
که دیگر خودم را نمیشناسم در آینهها؟
- ۹
انگار که هر لحظهام خاطرهای از تو دارد و بس؟
تو با من چه کردی
- ۱۰
که حرفم، نگاهم، قدمهام، همه از تو پر است؟
تو با من چه کردی
- ۱۱
که باور نمیکنم اینهمه فاصله را؟
تو با من چه کردی
- ۱۲
که از بعدِ تو هیچچیزی، خوشایند نیست؟
تو با من چه کردی
- ۱۳
که فکر تو آرامشم را گرفت و جانم شدی؟
تو با من چه کردی
- ۱۴
که آرزو دارم سرم را به زانویت بگذارم و آرام شوم؟
تو با من چه کردی
- ۱۵
که هر نفس کشیدنم عطر تنِ تو را میطلبد؟
تو با من چه کردی
- ۱۶
که آغوشت امنترین پناه من شده؟
تو با من چه کردی
- ۱۷
که دستهایت مثل نسیمی نرم، روحم را نوازش میدهد؟
تو با من چه کردی
- ۱۸
که صدای نفسهایت آهنگ دل مجنونم شده؟
تو با من چه کردی
- ۱۹
که هر شب دلم کنارِ تو میخوابد و خیالِ دیدنت را میبافد؟
تو با من چه کردی
- ۲۰
که تمام راههای بیتابیام به لبخندت ختم میشود؟
که انگار دلم در هر تپش، به تو بسته شده؟
- ۲۱
تو با من چه کردی
که آرزو دارم در آغوشت گم شوم و هیچگاه باز نگردم؟
- ۲۲
تو با من چه کردی
که در هر بغض و لبخند، تو را میبینم؟
- ۲۳
تو با من چه کردی
که از تو میگویم و نفسهایم نفسهای تو میشود؟
- ۲۴
تو با من چه کردی
که در کنار تو همه آرزوهایم رنگ واقعیت گرفت؟
- ۲۵
تو با من چه کردی
که دستهای تو را گرفتن مثل گرفتن آفتاب در سردترین روزهاست؟
- ۲۶
تو با من چه کردی
که تمام جهانم شدی و من فرو ریختم در دریای نگاهت؟
— تاروت فارسی
