بازگشت به صفحه اصلی
تصویر تاروت فارسی

اشعار تاروت فارسی » در آغوش تو

در آغوش تو

۱۷ از ۱۷

در آغوش تو

  1. ۱

    در آغوشِ تو، شب ستاره می‌ریزد

    لمسِ نگاهت، شراره می‌ریزد

  2. ۲

    نَفَس‌هات، عطرِ تبِ باران

    لبخندت، شعرِ تنِ دیوان

  3. ۳

    می‌لرزه دل، توی گرمای تنت

    باز میشود عشق، با صدای دهنت

  4. ۴

    تو نوازش، و من ترانه شدم

    تو که گفتی "بمون" من بهانه شدم

  5. ۵

    در تنِ ما، شورِ جنون می‌رقصد

    وقتِ بوسه، آسمون می‌رقصد

  6. ۶

    می‌پیچد عطرت، توی مویِ شبم

    گرمای دستات، می‌رود تا تهِ تبم

  7. ۷

    لب‌هایت روی لب‌هایم، مثل خوابِ شَهد

    نرم و نفس‌گیر، مثل بوسه‌ی عهد

  8. ۸

    زمزمه‌هات، می‌لرزاند تمامه تنم

    چه زیباست بوسه هایت بر روی بدنم

  9. ۹

    می‌پیچه آهت توی تار و پودم

    تا اوجِ خواهش، با تو من کبودم

  10. ۱۰

    شعله شدی و ریختی مرا در رگ هایت

    من سوختم… با صدایِ نفس‌هایت

  11. ۱۱

    نرمیِ پوستت، بوسه‌ی عطش شد

    همانند آنش قلبم سرکش شد

  12. ۱۲

    ای وای که روی تنت، ردِ بوسه‌هایم نشست

    دل تو تا نیمه شب فریاد زد و به پایم نشست

  13. ۱۳

    چشمات پُر از خواهشِ خاموش بود

    لب‌هات، دعا، و بدنم آغوش بود

  14. ۱۴

    لرزیدم از شوقت، نه از سردی

    تو شدی خورشیدِ و من پر از آه شبگردی

  15. ۱۵

    انگشت‌هات، واژه‌ی لمس شدن بر تنم

    نوشتنِ عشق، با حرارت بر روی جان و تنم

  16. ۱۶

    شدی بارون، چکیدی بر روی پوستم

    هر قطره‌ات آتیشی تازه، ای وای که سوختم

  17. ۱۷

    وقتی که پچ‌پچ می‌کنی بی‌صدا

    می‌ریزد دیوارِ صبرم تا هوا

  18. ۱۸

    دستانت در مسیرِ سفرِ گم شدن‌

    بغلت، نقشه‌ایست جادویست این تن

  19. ۱۹

    تو سطر به سطر منو را از بر شدی

    واژه‌به‌واژه توی بغلم پیکرم شدی

— تاروت فارسی

بازگشت به صفحه اصلی