بازگشت به صفحه اصلی
تصویر تاروت فارسی

اشعار تاروت فارسی » راز دل

راز دل

۳ از ۱۷

راز دل

  1. ۱

    نه از لب و نه از رخسار، تو را درون دل بینم

    که هر چه هست در این جهان، فقط همان دل بینم

  2. ۲

    اگر هزار پرده در میان ما باشد

    همه دریده می‌شود، چون تو را به جان دل بینم

  3. ۳

    من از نگاه تو خواندم همه راز هستی را

    که جز تو هیچ چیز نیست، در این کران دل بینم

  4. ۴

    نه عشقی که با لمس است و با نفس تمام شود

    عشق آن است که ماندگار، تا ابد آن دل بینم

  5. ۵

    خیام گفت: «جامی است و بس» – اما من این می‌دانم

    که جام روشنایی است، در پیمان دل بینم

  6. ۶

    مولانا گفت: «عشق راه است» – راهی جز این ندارم

    که هر قدم به سوی تو، در این روان دل بینم

  7. ۷

    حافظ گفت: «دل به کسی بسپار» – من هم سپردم

    که جز تو شایسته نیست، این مهمان دل بینم

  8. ۸

    اگر جهان به من آید، باز هم می‌گویم من

    که ارزش همه عالم را، در یک نگاه دل بینم

— تاروت فارسی

بازگشت به صفحه اصلی