راز دل
- ۱
نه از لب و نه از رخسار، تو را درون دل بینم
که هر چه هست در این جهان، فقط همان دل بینم
- ۲
اگر هزار پرده در میان ما باشد
همه دریده میشود، چون تو را به جان دل بینم
- ۳
من از نگاه تو خواندم همه راز هستی را
که جز تو هیچ چیز نیست، در این کران دل بینم
- ۴
نه عشقی که با لمس است و با نفس تمام شود
عشق آن است که ماندگار، تا ابد آن دل بینم
- ۵
خیام گفت: «جامی است و بس» – اما من این میدانم
که جام روشنایی است، در پیمان دل بینم
- ۶
مولانا گفت: «عشق راه است» – راهی جز این ندارم
که هر قدم به سوی تو، در این روان دل بینم
- ۷
حافظ گفت: «دل به کسی بسپار» – من هم سپردم
که جز تو شایسته نیست، این مهمان دل بینم
- ۸
اگر جهان به من آید، باز هم میگویم من
که ارزش همه عالم را، در یک نگاه دل بینم
— تاروت فارسی
