بازگشت به صفحه اصلی
تصویر تاروت فارسی

اشعار تاروت فارسی » شب سرد

شب سرد

۴ از ۱۷

شب سرد

  1. ۱

    یه شب سرد، تهِ کوچه‌های خیسِ شهر

    من موندم و یه سیگار و فکرای دربه‌در

  2. ۲

    بارون می‌زد آروم، ولی تو دلم طوفان

    اسم تو می‌پیچید هی تو سرم، بی‌امان

  3. ۳

    گفتم مگه میشه آدم این‌جوری بسوزه؟

    یه خاطره بمونه، یه دل هی هنوز بسوزه؟

  4. ۴

    تو رفتی و من موندم با یه مشت سوال

    با یه قلب ترک‌خورده، بدون هیچ روال

  5. ۵

    همه گفتن "ولش کن"، مگه آسونه برام؟

    تو بودی کلِ دنیام، نه فقط یه آدم

  6. ۶

    تو خنده‌هات یه شهر، تو چشات یه دریا

    من غرق تو بودم، حتی وقتی که تنها

  7. ۷

    شبا راه می‌رفتم تو خیابونای تاریک

    با آهنگای داغون، حالِ خراب و باریک

  8. ۸

    هر جا که می‌رفتم، ردِ پاتو می‌دیدم

    تو هر نورِ چراغی، سایه‌تو می‌کشیدم

  9. ۹

    تو رفتی ولی هنوز، بوی عطرت اینجاست

    روی پیرهنی که دیگه سهمِ هیچ‌کس نیست، جز ماست

  10. ۱۰

    میگن عشق بده، درد داره، سمّیه

    ولی بدون تو، این زندگی همش غمّیه

  11. ۱۱

    من اون دیوونه‌ام که هنوزم پایِ توئه

    با اینکه دنیا میگه این راه اشتباهه

  12. ۱۲

    ولی دلم لج‌بازه، هنوزم میگه برگرد

    یه بار دیگه بیا، حتی اگه شده سرد

  13. ۱۳

    تو کوچه‌های شهر، اسم تو داد زدم

    با بغضای نصفه، هی به خودم بد زدم

  14. ۱۴

    که چرا گذاشتم این‌جوری بشکنم؟

    چرا با یه نگاه، کلِ زندگیمو ببازم؟

  15. ۱۵

    ولی خب اینم عشقه، قانونش همینه

    یه روز می‌خندونی، یه روز دل می‌شکنه

  16. ۱۶

    یه روز می‌شی دنیا، یه روز خاطره

    یه روز همه‌چی، یه روز هیچ‌کَسه

  17. ۱۷

    اگه یه روز خوندی این نوشته‌های خیس

    بدون هنوزم یکی هست که تورو کم داره، شدید

  18. ۱۸

    یکی که تو دلش، هنوز جات خالیه

    با اینکه می‌دونه دیگه برگشتی نیست، خیالیه

  19. ۱۹

    آخرِ قصه‌مون شاید به هم نرسید

    ولی بدون هیچ‌کس، جاتو تو دلم نگرفت، ندید

  20. ۲۰

    تو یه تیکه از منی، حتی اگه دوری

    حتی اگه اسمم، دیگه رو لبات نمیاد، صبوری

— تاروت فارسی

بازگشت به صفحه اصلی