بازگشت به صفحه اصلی
تصویر تاروت فارسی

اشعار تاروت فارسی » در تو گم شدم

در تو گم شدم

۱۱ از ۱۷

در تو گم شدم

  1. ۱

    تو را از ابتدای خیال آفریدم

    میان سکوتِ شبانگاه تو را از باغ گلها چیدم

  2. ۲

    شبی آهسته از بغضِ ماه افتادی

    درونِ دلِ من، چون ماه افتادی

  3. ۳

    تو را چون نسیمی که در جان وزیده

    بنازم آن خدایی که تو را اینگونه زیبا آفریده

  4. ۴

    صدایت صدای بهار است گویی

    به گلدانِ جان، گل نشاندی ای فرشته زیبا، ای حوری

  5. ۵

    قدم‌های تو شعرِ جان بودند

    که در کوچه‌های دلم می‌سرودند

  6. ۶

    نگاهت، پر از نورِ صبحی درخشان

    که شب را زدود از تمامِ جهان

  7. ۷

    من از لحظه‌ای که تو را یافتم

    جهان را در آغوشِ تو بافتم

  8. ۸

    نه دریا، نه صحرا، نه حتی ستاره

    به چشمم نبودند جز یک اشاره

  9. ۹

    تو بودی و من بودم، جهان خالی از ما

    پر از ما شد آن لحظه با یک تماشا

  10. ۱۰

    دلم را گرفتی، بدون اجازه

    شدی ملکه قلبم، من بی‌اراده

  11. ۱۱

    به هر جا که رفتم، ای حضرت حضور، تو بودی

    به هر شعر و رویا، عشق سرودی

  12. ۱۲

    تو آن واژه‌ای هستی از جنسِ بودن

    تو آن لحظه‌ای، برای دل ربون

  13. ۱۳

    لیلیِ من باش، تا آخر فدایت می‌شوم

    با دل و جان، تا نفس دارم هوایت می‌شوم

  14. ۱۴

    در کویر بی‌پناهی، سایه‌ات تنها پناست

    بی‌تو این مجنون چه باشد؟ نیمه‌ای بی‌قبله‌گاست

— تاروت فارسی

بازگشت به صفحه اصلی