در تو گم شدم
- ۱
تو را از ابتدای خیال آفریدم
میان سکوتِ شبانگاه تو را از باغ گلها چیدم
- ۲
شبی آهسته از بغضِ ماه افتادی
درونِ دلِ من، چون ماه افتادی
- ۳
تو را چون نسیمی که در جان وزیده
بنازم آن خدایی که تو را اینگونه زیبا آفریده
- ۴
صدایت صدای بهار است گویی
به گلدانِ جان، گل نشاندی ای فرشته زیبا، ای حوری
- ۵
قدمهای تو شعرِ جان بودند
که در کوچههای دلم میسرودند
- ۶
نگاهت، پر از نورِ صبحی درخشان
که شب را زدود از تمامِ جهان
- ۷
من از لحظهای که تو را یافتم
جهان را در آغوشِ تو بافتم
- ۸
نه دریا، نه صحرا، نه حتی ستاره
به چشمم نبودند جز یک اشاره
- ۹
تو بودی و من بودم، جهان خالی از ما
پر از ما شد آن لحظه با یک تماشا
- ۱۰
دلم را گرفتی، بدون اجازه
شدی ملکه قلبم، من بیاراده
- ۱۱
به هر جا که رفتم، ای حضرت حضور، تو بودی
به هر شعر و رویا، عشق سرودی
- ۱۲
تو آن واژهای هستی از جنسِ بودن
تو آن لحظهای، برای دل ربون
- ۱۳
لیلیِ من باش، تا آخر فدایت میشوم
با دل و جان، تا نفس دارم هوایت میشوم
- ۱۴
در کویر بیپناهی، سایهات تنها پناست
بیتو این مجنون چه باشد؟ نیمهای بیقبلهگاست
— تاروت فارسی
