من و تو
- ۱
من چو مجنون در بیابان، نام لیلی میزدم
تو مرا خواندی، ولی از خویش دورم ساختی
- ۲
هر کجا رفتم، نشانِ روی تو دیدم عیان
هر چه دیدم غیر تو، در چشم من افسانهای
- ۳
گفتم: ای جان، کی وصالت میرسد بر این دلِ من؟
گفت: چون از خویش بگذشتی، آن زمانم یافتی
- ۴
عشق آمد، پردهها برداشت از پیشِ نظر
دیدم آن معشوق را کز خویش پنهان داشتم
- ۵
این منم، آن تویی، و این پرده میان ماست
چون بسوزد پرده، بینی من همانم، تو همان
— تاروت فارسی
