حضرت دلدار
- ۱
دلم از دست رفت از لحظه دیدار تو
گرفتارم به دامه چشمِانه خماره تو
- ۲
چنان در بندِ زلفت شد پریشانخاطرم
که دیگر نیست راهی جز به اقرار به تو
- ۳
من آن باغم که پاییزش به شبیخون آمد و
نمیجوید پناهی جز گلِ گلزار تو
- ۴
بیا ای آفتابِ روشنِ شبهای من
که میلرزد دلِ تبکرده در انوار تو
- ۵
غزل در هر جایش نامِ تو را میسُرود
شده دیوانِ شعرم مستِ از گفتار تو
- ۶
اگر مرهم نخواهی شد بر این زخمِ عمیق
بزن تیری دگر، قربانِ آن اصرار تو
- ۷
عجب صبری در این ویرانهیِ دل ساختم
به امیدِ دمی خفتن به زیرِ تار تو
- ۸
جهانی محوِ آن لبخندِ شیرین گشته است
و من ماتِ نگاهِ تلخِ پر انکار تو
- ۹
شبم با یادِ تو در خلوتی بی انتهاست
سحر شد، باز ماندم مستِ در پندار تو
- ۱۰
بگو با من که این دوری کجا پایان رسد؟
که جان آمد به لب در حسرتِ اقرار تو
- ۱۱
اگر صد بار دیگر پا به این عالم نهم
دوباره میشوم مصلوبِ بر دیوار تو
- ۱۲
خیالِ بودنت هم مست میسازد مرا
چه میشد گر میافتادم به پایِ کار تو
- ۱۳
ز هر سویی که میگردم جمالت جلوهگر
مگر عالم شده آیینه از رخسار تو؟
- ۱۴
مرا از مصلحتبینی و از عقل وا رهان
که خوشتر باشد این دیوانگی در بار تو
- ۱۵
علاجِ دردِ مشتاقان به دستِ غیر نیست
شفا میجویم از لعلِ گوهربار تو
- ۱۶
به هر جامی که نوشیدم نشد درمانِ من
مگر نوشم مِی از آن ساغرِ هشیار تو
- ۱۷
تو آن مهتابِ دوری که تماشایت خوش است
بمان در اوج، من, مانم به زیرِ خار تو
- ۱۸
قلم بر صفحه میلرزد چو نامت میبرم
کجا گنجد شکوهِ تو در این اشعار تو
- ۱۹
بیا و خانهیِ دل را به لبخندی بخر
که ارزانتر ز جانم نیست در بازار تو
- ۲۰
تمامِ عمرِ من صرفِ تماشای تو شد
هنوزم تشنهام، تشنه به آن ایثار تو
— تاروت فارسی
