- ۱
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
صلاح ما همه آن است کآن تو راست صلاح
- ۲
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
بیاض روی چو ماه تو فالق الأصباح
- ۳
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
- ۴
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
که آشنا نکند در میان آن ملاح
- ۵
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
- ۶
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
گرفت کام دلم زو به صد هزار الحاح
- ۷
دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح
- ۸
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح
— حافظِ شیرازی

