Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷

غزلیات

۹۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

    سزد اگر همه دلبران دهندت باج

  2. ۲

    دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش

    به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج

  3. ۳

    بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز

    سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج

  4. ۴

    دهان شهد تو داده رواج آب خضر

    لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج

  5. ۵

    از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت

    که از تو درد دل ای جان نمی رسد به علاج

  6. ۶

    چرا همی شکنی جان من ز سنگ دلی

    دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج

  7. ۷

    لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است

    قد تو سرو و میان موی و بر به هییت عاج

  8. ۸

    فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی

    کمینه ذره خاک در تو بودی کاج

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل