Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵

غزلیات

۹۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت

    خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت

  2. ۲

    پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن

    که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت

  3. ۳

    سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم

    که جان را نسخه ای باشد ز لوح خال هندویت

  4. ۴

    تو گر خواهی که جاویدان جهان یکسر بیارایی

    صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت

  5. ۵

    و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی

    برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت

  6. ۶

    من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی حاصل

    من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت

  7. ۷

    زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی

    نیاید هیچ در چشمش به جز خاک سر کویت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل