Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳

غزلیات

۹۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت

    حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت

  2. ۲

    به نوک خامه رقم کرده ای سلام مرا

    که کارخانه دوران مباد بی رقمت

  3. ۳

    نگویم از من بی دل به سهو کردی یاد

    که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت

  4. ۴

    مرا ذلیل مگردان به شکر این نعمت

    که داشت دولت سرمد عزیز و محترمت

  5. ۵

    بیا که با سر زلفت قرار خواهم کرد

    که گر سرم برود برندارم از قدمت

  6. ۶

    ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی

    که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت

  7. ۷

    روان تشنه ما را به جرعه ای دریاب

    چو می دهند زلال خضر ز جام جمت

  8. ۸

    همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد

    که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل