Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰

غزلیات

۹۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    ای هدهد صبا به سبا می فرستمت

    بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

  2. ۲

    حیف است طایری چو تو در خاک دان غم

    زین جا به آشیان وفا می فرستمت

  3. ۳

    در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست

    می بینمت عیان و دعا می فرستمت

  4. ۴

    هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر

    در صحبت شمال و صبا می فرستمت

  5. ۵

    تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب

    جان عزیز خود به نوا می فرستمت

  6. ۶

    ای غایب از نظر که شدی هم نشین دل

    می گویمت دعا و ثنا می فرستمت

  7. ۷

    در روی خود تفرج صنع خدای کن

    کآیینه خدای نما می فرستمت

  8. ۸

    تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند

    قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت

  9. ۹

    ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت

    با درد صبر کن که دوا می فرستمت

  10. ۱۰

    حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست

    بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل