Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹

غزلیات

۸۹ از ۴۹۵

  1. ۱

    یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

    بازآید و برهاندم از بند ملامت

  2. ۲

    خاک ره آن یار سفرکرده بیارید

    تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

  3. ۳

    فریاد که از شش جهتم راه ببستند

    آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

  4. ۴

    امروز که در دست توام مرحمتی کن

    فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

  5. ۵

    ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق

    ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت

  6. ۶

    درویش مکن ناله ز شمشیر احبا

    کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

  7. ۷

    در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی

    بر می شکند گوشه محراب امامت

  8. ۸

    حاشا که من از جور و جفای تو بنالم

    بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت

  9. ۹

    کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ

    پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل