- ۱
شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت
- ۲
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر
کنایتی ست که از روزگار هجران گفت
- ۳
نشان یار سفرکرده از که پرسم باز
که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت
- ۴
فغان که آن مه نامهربان مهرگسل
به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت
- ۵
من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب
که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت
- ۶
غم کهن به می سال خورده دفع کنید
که تخم خوش دلی این است پیر دهقان گفت
- ۷
گره به باد مزن گر چه بر مراد رود
که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت
- ۸
به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو
تو را که گفت که این زال ترک دستان گفت
- ۹
مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل
قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
- ۱۰
که گفت حافظ از اندیشه تو آمد باز
من این نگفته ام آن کس که گفت بهتان گفت
— حافظِ شیرازی

