Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

غزلیات

۸۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

    کار چراغ خلوتیان باز درگرفت

  2. ۲

    آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت

    وین پیر سال خورده جوانی ز سر گرفت

  3. ۳

    آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت

    وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت

  4. ۴

    زنهار از آن عبارت شیرین دل فریب

    گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت

  5. ۵

    بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود

    عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت

  6. ۶

    هر سروقد که بر مه و خور حسن می فروخت

    چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت

  7. ۷

    زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست

    کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت

  8. ۸

    حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت

    تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل