Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵

غزلیات

۸۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

    روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

  2. ۲

    گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود

    بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت

  3. ۳

    بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم

    وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

  4. ۴

    عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد

    دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

  5. ۵

    شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن

    در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت

  6. ۶

    همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم

    کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل