Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳

غزلیات

۸۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

    ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت

  2. ۲

    برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت

    جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت

  3. ۳

    در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار

    هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت

  4. ۴

    عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار

    گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت

  5. ۵

    گر دلی از غمزه دلدار باری برد برد

    ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت

  6. ۶

    از سخن چینان ملالت ها پدید آمد ولی

    گر میان همنشینان ناسزایی رفت رفت

  7. ۷

    عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه

    پای آزادی چه بندی گر به جایی رفت رفت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل