Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲

غزلیات

۸۲ از ۴۹۵

  1. ۱

    آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

    آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت

  2. ۲

    تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین

    کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت

  3. ۳

    بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش

    آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت

  4. ۴

    دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم

    سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

  5. ۵

    از پای فتادیم چو آمد غم هجران

    در درد بمردیم چو از دست دوا رفت

  6. ۶

    دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت

    عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

  7. ۷

    احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست

    در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت

  8. ۸

    دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید

    هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت

  9. ۹

    ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه

    زان پیش که گویند که از دار فنا رفت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل