Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

غزلیات

۸۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

    که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

  2. ۲

    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

    هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

  3. ۳

    همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

    همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

  4. ۴

    سر تسلیم من و خشت در میکده ها

    مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

  5. ۵

    ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل

    تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

  6. ۶

    نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس

    پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

  7. ۷

    حافظا روز اجل گر به کف آری جامی

    یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل