Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

غزلیات

۸ از ۴۹۵

  1. ۱

    ساقیا برخیز و درده جام را

    خاک بر سر کن غم ایام را

  2. ۲

    ساغر می بر کفم نه تا ز بر

    برکشم این دلق ازرق فام را

  3. ۳

    گرچه بدنامی ست نزد عاقلان

    ما نمی خواهیم ننگ و نام را

  4. ۴

    باده درده چند از این باد غرور

    خاک بر سر نفس نافرجام را

  5. ۵

    دود آه سینه نالان من

    سوخت این افسردگان خام را

  6. ۶

    محرم راز دل شیدای خود

    کس نمی بینم ز خاص و عام را

  7. ۷

    با دلارامی مرا خاطر خوش است

    کز دلم یک باره برد آرام را

  8. ۸

    ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

    هرکه دید آن سرو سیم اندام را

  9. ۹

    صبر کن حافظ به سختی روز و شب

    عاقبت روزی بیابی کام را

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل