Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷

غزلیات

۷۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

    و اندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت

  2. ۲

    گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

    گفت ما را جلوه ی معشوق در این کار داشت

  3. ۳

    یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

    پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

  4. ۴

    درنمی گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست

    خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

  5. ۵

    خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم

    کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

  6. ۶

    گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

    شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

  7. ۷

    وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر

    ذکر تسبیح ملک در حلقه ی زنار داشت

  8. ۸

    چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت

    شیوه ی جنات تجری تحتها الانهار داشت

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل