Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶

غزلیات

۷۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    جز آستان توام در جهان پناهی نیست

    سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست

  2. ۲

    عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم

    که تیغ ما به جز از ناله ای و آهی نیست

  3. ۳

    چرا ز کوی خرابات روی برتابم

    کز این بهم به جهان هیچ رسم و راهی نیست

  4. ۴

    زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر

    بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست

  5. ۵

    غلام نرگس جماش آن سهی سروم

    که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست

  6. ۶

    مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن

    که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

  7. ۷

    عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن

    که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست

  8. ۸

    چنین که از همه سو دام راه می بینم

    به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست

  9. ۹

    خزینه دل حافظ به زلف و خال مده

    که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل