Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

غزلیات

۷۲ از ۴۹۵

  1. ۱

    راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست

    آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

  2. ۲

    هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

    در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

  3. ۳

    ما را ز منع عقل مترسان و می بیار

    کآن شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

  4. ۴

    از چشم خود بپرس که ما را که می کشد

    جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

  5. ۵

    او را به چشم پاک توان دید چون هلال

    هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست

  6. ۶

    فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

    چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

  7. ۷

    نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو

    حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل