Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰

غزلیات

۷۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست

    دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست

  2. ۲

    اشکم احرام طواف حرمت می بندد

    گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست

  3. ۳

    بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشی

    طایر سدره اگر در طلبت طایر نیست

  4. ۴

    عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار

    مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست

  5. ۵

    عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد

    هر که را در طلبت همت او قاصر نیست

  6. ۶

    از روان بخشی عیسی نزنم دم هرگز

    زان که در روح فزایی چو لبت ماهر نیست

  7. ۷

    من که در آتش سودای تو آهی نزنم

    کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نیست

  8. ۸

    روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم

    که پریشانی این سلسله را آخر نیست

  9. ۹

    سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست

    کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل