- ۱
صوفی بیا که آینه صافی ست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را
- ۲
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
- ۳
عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کآنجا همیشه باد به دست است دام را
- ۴
در بزم دور یک دو قدح درکش و برو
یعنی طمع مدار وصال مدام را
- ۵
ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش
پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را
- ۶
در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه دارالسلام را
- ۷
ما را بر آستان تو بس حق خدمت است
ای خواجه بازبین به ترحم غلام را
- ۸
حافظ مرید جام می است ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان شیخ جام را
— حافظِ شیرازی

