- ۱
کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست
- ۲
چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
- ۳
روی تو مگر آینه لطف الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
- ۴
نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم
مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست
- ۵
از بهر خدا زلف مپیرای که ما را
شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست
- ۶
بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز
در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست
- ۷
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
- ۸
دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
- ۹
گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت
در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست
- ۱۰
عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
- ۱۱
در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست
- ۱۲
ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ
فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست
— حافظِ شیرازی

