- ۱
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی ست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی ست
- ۲
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالی ست
- ۳
می چکد شیر هنوز از لب هم چون شکرش
گر چه در شیوه گری هر مژه اش قتالی ست
- ۴
ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر
وه که در کار غریبان عجبت اهمالی ست
- ۵
بعد از اینم نبود شایبه در جوهر فرد
که دهان تو در این نکته خوش استدلالی ست
- ۶
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالی ست
- ۷
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالی ست
— حافظِ شیرازی

