Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸

غزلیات

۶۸ از ۴۹۵

  1. ۱

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی ست

    حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی ست

  2. ۲

    مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او

    عکس خود دید گمان برد که مشکین خالی ست

  3. ۳

    می چکد شیر هنوز از لب هم چون شکرش

    گر چه در شیوه گری هر مژه اش قتالی ست

  4. ۴

    ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر

    وه که در کار غریبان عجبت اهمالی ست

  5. ۵

    بعد از اینم نبود شایبه در جوهر فرد

    که دهان تو در این نکته خوش استدلالی ست

  6. ۶

    مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد

    نیت خیر مگردان که مبارک فالی ست

  7. ۷

    کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد

    حافظ خسته که از ناله تنش چون نالی ست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل