Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰

غزلیات

۶۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

    آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

  2. ۲

    خوش می دهد نشان جلال و جمال یار

    خوش می کند حکایت عز و وقار دوست

  3. ۳

    دل دادمش به مژده و خجلت همی برم

    زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

  4. ۴

    شکر خدا که از مدد بخت کارساز

    بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

  5. ۵

    سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار

    در گردشند بر حسب اختیار دوست

  6. ۶

    گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند

    ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست

  7. ۷

    کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح

    زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست

  8. ۸

    ماییم و آستانه عشق و سر نیاز

    تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست

  9. ۹

    دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک

    منت خدای را که نیم شرمسار دوست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل