Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶

غزلیات

۵۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    دل سراپرده محبت اوست

    دیده آیینه دار طلعت اوست

  2. ۲

    من که سر در نیاورم به دو کون

    گردنم زیر بار منت اوست

  3. ۳

    تو و طوبی و ما و قامت یار

    فکر هر کس به قدر همت اوست

  4. ۴

    گر من آلوده دامنم چه عجب

    همه عالم گواه عصمت اوست

  5. ۵

    من که باشم در آن حرم که صبا

    پرده دار حریم حرمت اوست

  6. ۶

    بی خیالش مباد منظر چشم

    زآن که این گوشه جای خلوت اوست

  7. ۷

    هر گل نو که شد چمن آرای

    ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست

  8. ۸

    دور مجنون گذشت و نوبت ماست

    هر کسی پنج روز نوبت اوست

  9. ۹

    ملکت عاشقی و گنج طرب

    هر چه دارم ز یمن همت اوست

  10. ۱۰

    من و دل گر فدا شدیم چه باک

    غرض اندر میان سلامت اوست

  11. ۱۱

    فقر ظاهر مبین که حافظ را

    سینه گنجینه محبت اوست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل