- ۱
منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
- ۲
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
- ۳
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است
- ۴
غرض ز مسجد و میخانه ام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
- ۵
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
- ۶
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
- ۷
گناه اگرچه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش گو گناه من است
— حافظِ شیرازی

