- ۱
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
- ۲
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینم دیدار آشنا را
- ۳
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
- ۴
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
- ۵
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی نوا را
- ۶
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
- ۷
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را
- ۸
آن تلخ وش که صوفی ام الخبایثش خواند
اشهیٰ لنا و احلیٰ من قبلة العذارا
- ۹
هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
- ۱۰
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
- ۱۱
آیینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
- ۱۲
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
- ۱۳
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود
ای شیخ پاک دامن معذور دار ما را
— حافظِ شیرازی

