Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶

غزلیات

۴۸۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

    می خواند دوش درس مقامات معنوی

  2. ۲

    یعنی بیا که آتش موسی نمود گل

    تا از درخت نکته توحید بشنوی

  3. ۳

    مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گوی

    تا خواجه می خورد به غزل های پهلوی

  4. ۴

    جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد

    زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی

  5. ۵

    این قصه عجب شنو از بخت واژگون

    ما را بکشت یار به انفاس عیسوی

  6. ۶

    خوش وقت بوریا و گدایی و خواب امن

    کاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی

  7. ۷

    چشمت به غمزه خانه مردم خراب کرد

    مخموریـت مباد که خوش مست می روی

  8. ۸

    دهقان سال خورده چه خوش گفت با پسر

    کای نور چشم من به جز از کشته ندروی

  9. ۹

    ساقی مگر وظیفه حافظ زیاده داد

    کآشفته گشت طره دستار مولوی

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل