- ۱
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
- ۲
شیرین تر از آنی به شکرخنده که گویم
ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
- ۳
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
- ۴
صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام
چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی
- ۵
گویی بدهم کامت و جانت بستانم
ترسم ندهی کامم و جانم بستانی
- ۶
چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
بیمار که دیده ست بدین سخت کمانی
- ۷
چون اشک بیندازیش از دیده مردم
آن را که دمی از نظر خویش برانی
— حافظِ شیرازی

