Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴

غزلیات

۴۷۴ از ۴۹۵

  1. ۱

    هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی

    که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

  2. ۲

    ملامت گو چه دریابد میان عاشق و معشوق

    نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

  3. ۳

    بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور

    که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی

  4. ۴

    گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است

    خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی

  5. ۵

    ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد

    که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی

  6. ۶

    چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است

    مباد این جمع را یا رب غم از باد پریشانی

  7. ۷

    دریغا عیش شب گیری که در خواب سحر بگذشت

    ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی

  8. ۸

    ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست

    بکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی

  9. ۹

    خیال چنبر زلفش فریبت می دهد حافظ

    نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل