- ۱
ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی
- ۲
قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق
چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی
- ۳
بیا که خرقه من گر چه رهن میکده هاست
ز مال وقف نبینی به نام من درمی
- ۴
حدیث چون و چرا درد سر دهد ای دل
پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی
- ۵
طبیب راه نشین درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی
- ۶
دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم
به آن که بر در میخانه برکشم علمی
- ۷
بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند
به یک پیاله می صاف و صحبت صنمی
- ۸
دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی
- ۹
نمی کنم گله ای لیک ابر رحمت دوست
به کشته زار جگرتشنگان نداد نمی
- ۱۰
چرا به یک نی قندش نمی خرند آن کس
که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی
- ۱۱
سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست
جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی
— حافظِ شیرازی

