- ۱
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
دری دگر زدن اندیشه تبه دانست
- ۲
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی
که سرفرازی عالم در این کله دانست
- ۳
بر آستانه میخانه هر که یافت رهی
ز فیض جام می اسرار خانقه دانست
- ۴
هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند
رموز جام جم از نقش خاک ره دانست
- ۵
ورای طاعت دیوانگان ز ما مطلب
که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست
- ۶
دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان
چرا که شیوه آن ترک دل سیه دانست
- ۷
ز جور کوکب طالع سحرگهان چشمم
چنان گریست که ناهید دید و مه دانست
- ۸
حدیث حافظ و ساغر که می زند پنهان
چه جای محتسب و شحنه پادشه دانست
- ۹
بلندمرتبه شاهی که نه رواق سپهر
نمونه ای ز خم طاق بارگه دانست
— حافظِ شیرازی

