- ۱
أتت روایح رند الحمیٰ و زاد غرامی
فدای خاک در دوست باد جان گرامی
- ۲
پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت
من المبلغ عنی إلی سعاد سلامی
- ۳
بیا به شام غریبان و آب دیده من بین
به سان باده صافی در آبگینه شامی
- ۴
إذا تغرد عن ذی الأراک طایر خیر
فلا تفرد عن روضها أنین حمامي
- ۵
بسی نماند که روز فراق یار سر آید
رأیت من هضبات الحمیٰ قباب خیام
- ۶
خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت
قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقام
- ۷
بعدت منک و قد صرت ذایبا کهلال
اگر چه روی چو ماهت ندیده ام به تمامی
- ۸
و إن دعیت بخلد و صرت ناقض عهد
فما تطیب نفسی و ما استطاب منامی
- ۹
امید هست که زودت به بخت نیک ببینم
تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی
- ۱۰
چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ
که گاه لطف سبق می برد ز نظم نظامی
— حافظِ شیرازی

