Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷

غزلیات

۴۶۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    زان می عشق کز او پخته شود هر خامی

    گر چه ماه رمضان است بیاور جامی

  2. ۲

    روزها رفت که دست من مسکین نگرفت

    زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی

  3. ۳

    روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل

    صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی

  4. ۴

    مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد

    که نهاده ست به هر مجلس وعظی دامی

  5. ۵

    گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است

    که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی

  6. ۶

    یار من چون بخرامد به تماشای چمن

    برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی

  7. ۷

    آن حریفی که شب و روز می صاف کشد

    بود آیا که کند یاد ز دردآشامی

  8. ۸

    حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد

    کام دشوار به دست آوری از خودکامی

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل