- ۱
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
- ۲
مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا
و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی
- ۳
می گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم
می کردم اندر آن گل و بلبل تاملی
- ۴
گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق
آن را تفضلی نه و این را تبدلی
- ۵
چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب
گشتم چنان که هیچ نماندم تحملی
- ۶
بس گل شکفته می شود این باغ را ولی
کس بی بلای خار نچیده ست از او گلی
- ۷
حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ
دارد هزار عیب و ندارد تفضلی
— حافظِ شیرازی

