- ۱
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی
- ۲
در وهم می نگنجد کاندر تصور عقل
آید به هیچ معنی زین خوب تر مثالی
- ۳
شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را
هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی
- ۴
آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی
وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی
- ۵
چون من خیال رویت جانا به خواب بینم
کز خواب می نبیند چشمم به جز خیالی
- ۶
رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت
شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی
- ۷
حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی
زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی
— حافظِ شیرازی

