Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۳

غزلیات

۴۶۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    سلام الله ما کر اللیالي

    و جاوبت المثاني و المثالي

  2. ۲

    علیٰ وادي الأراک و من علیها

    و دار باللویٰ فوق الرمال

  3. ۳

    دعاگوی غریبان جهانم

    و أدعو بالتواتر و التوالي

  4. ۴

    به هر منزل که رو آرد خدا را

    نگه دارش به لطف لایزالی

  5. ۵

    منال ای دل که در زنجیر زلفش

    همه جمعیت است آشفته حالی

  6. ۶

    ز خطت صد جمال دیگر افزود

    که عمرت باد صد سال جلالی

  7. ۷

    تو می باید که باشی ور نه سهل است

    زیان مایه جاهی و مالی

  8. ۸

    بر آن نقاش قدرت آفرین باد

    که گرد مه کشد خط هلالی

  9. ۹

    فحبک راحتي في کل حین

    و ذکرک مونسي في کل حال

  10. ۱۰

    سویدای دل من تا قیامت

    مباد از شوق و سودای تو خالی

  11. ۱۱

    کجا یابم وصال چون تو شاهی

    من بدنام رند لاابالی

  12. ۱۲

    خدا داند که حافظ را غرض چیست

    و علم الله حسبي من سؤالي

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل