- ۱
یا مبسما یحاکي درجا من اللآلي
یا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی
- ۲
حالی خیال وصلت خوش می دهد فریبم
تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی
- ۳
می ده که گرچه گشتم نامه سیاه عالم
نومید کی توان بود از لطف لایزالی
- ۴
ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش
تا در به در بگردم قلاش و لاابالی
- ۵
از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک
امن و شراب بی غش معشوق و جای خالی
- ۶
چون نیست نقش دوران در هیچ حال ثابت
حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی
- ۷
صافیست جام خاطر در دور آصف عهد
قم فاسقني رحیقا أصفیٰ من الزلال
- ۸
الملک قد تباهیٰ من جده و جده
یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی
- ۹
مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت
برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی
— حافظِ شیرازی

