- ۱
سلیمیٰ منذ حلت بالعراق
ألاقی من نواها ما ألاقی
- ۲
الا ای ساروان منزل دوست
إلی رکبانکم طال اشتیاقی
- ۳
خرد در زنده رود انداز و می نوش
به گلبانگ جوانان عراقی
- ۴
ربیع العمر فی مرعیٰ حماکم
حماک الله یا عهد التلاقی
- ۵
بیا ساقی بده رطل گرانم
سقاک الله من کأس دهاق
- ۶
جوانی باز می آرد به یادم
سماع چنگ و دست افشان ساقی
- ۷
می باقی بده تا مست و خوشدل
به یاران برفشانم عمر باقی
- ۸
درونم خون شد از نادیدن دوست
ألا تعسا لأیام الفراق
- ۹
دموعی بعدکم لا تحقروها
فکم بحر عمیق من سواق
- ۱۰
دمی با نیکخواهان متفق باش
غنیمت دان امور اتفاقی
- ۱۱
بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو
به شعر فارسی صوت عراقی
- ۱۲
عروسی بس خوشی ای دختر رز
ولی گه گه سزاوار طلاقی
- ۱۳
مسیحای مجرد را برازد
که با خورشید سازد هم وثاقی
- ۱۴
وصال دوستان روزی ما نیست
بخوان حافظ غزل های فراقی
— حافظِ شیرازی

