- ۱
زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
خط بر صحیفه گل و گلزار می کشی
- ۲
اشک حرم نشین نهان خانه مرا
زان سوی هفت پرده به بازار می کشی
- ۳
کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف
هر دم به قید سلسله در کار می کشی
- ۴
هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست
از خلوتم به خانه خمار می کشی
- ۵
گفتی سر تو بسته فتراک ما شود
سهل است اگر تو زحمت این بار می کشی
- ۶
با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم
وه زین کمان که بر من بیمار می کشی
- ۷
بازآ که چشم بد ز رخت دفع می کند
ای تازه گل که دامن از این خار می کشی
- ۸
حافظ دگر چه می طلبی از نعیم دهر
می می خوری و طره دلدار می کشی
— حافظِ شیرازی

