- ۱
هزار جهد بکردم که یار من باشی
مرادبخش دل بی قرار من باشی
- ۲
چراغ دیده شب زنده دار من گردی
انیس خاطر امیدوار من باشی
- ۳
چو خسروان ملاحت به بندگان نازند
تو در میانه خداوندگار من باشی
- ۴
از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او
اگر کنم گله ای غم گسار من باشی
- ۵
در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند
گرت ز دست برآید نگار من باشی
- ۶
شبی به کلبه احزان عاشقان آیی
دمی انیس دل سوگوار من باشی
- ۷
شود غزاله خورشید صید لاغر من
گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی
- ۸
سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه من
اگر ادا نکنی قرض دار من باشی
- ۹
من این مراد ببینم به خود که نیم شبی
به جای اشک روان در کنار من باشی
- ۱۰
من ار چه حافظ شهرم جویی نمی ارزم
مگر تو از کرم خویش یار من باشی
— حافظِ شیرازی

