Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱

غزلیات

۴۵۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    خوش کرد یاوری فلکت روز داوری

    تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری

  2. ۲

    آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست

    گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری

  3. ۳

    در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند

    اقرار بندگی کن و اظهار چاکری

  4. ۴

    ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی

    تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری

  5. ۵

    در شاه راه جاه و بزرگی خطر بسی ست

    آن به کز این گریوه سبک بار بگذری

  6. ۶

    سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج

    درویش و امن خاطر و کنج قلندری

  7. ۷

    یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است

    ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری

  8. ۸

    نیل مراد بر حسب فکر و همت است

    از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری

  9. ۹

    حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی

    کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل