- ۱
روزگاری ست که ما را نگران می داری
مخلصان را نه به وضع دگران می داری
- ۲
گوشه چشم رضایی به منت باز نشد
این چنین عزت صاحب نظران می داری
- ۳
ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار
دست در خون دل پرهنران می داری
- ۴
نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ
همه را نعره زنان جامه دران می داری
- ۵
ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور
چشم سری عجب از بی خبران می داری
- ۶
چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ
سر چرا بر من دل خسته گران می داری
- ۷
گوهر جام جم از کان جهانی دگر است
تو تمنا ز گل کوزه گران می داری
- ۸
پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی
طمع مهر و وفا زین پسران می داری
- ۹
کیسه سیم و زرت پاک بباید پرداخت
این طمع ها که تو از سیم بران می داری
- ۱۰
گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی
عاشقی گفت که تو بنده بر آن می داری
- ۱۱
مگذران روز سلامت به ملامت حافظ
چه توقع ز جهان گذران می داری
— حافظِ شیرازی

