- ۱
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
صراحی می ناب و سفینه غزل است
- ۲
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است
پیاله گیر که عمر عزیز بی بدل است
- ۳
نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
ملالت علما هم ز علم بی عمل است
- ۴
به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب
جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است
- ۵
بگیر طره مه چهره ای و قصه مخوان
که سعد و نحس ز تأثیر زهره و زحل است
- ۶
دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت
ولی اجل به ره عمر رهزن امل است
- ۷
به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش
چنین که حافظ ما مست باده ازل است
— حافظِ شیرازی

