Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

غزلیات

۴۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است

    صراحی می ناب و سفینه غزل است

  2. ۲

    جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است

    پیاله گیر که عمر عزیز بی بدل است

  3. ۳

    نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس

    ملالت علما هم ز علم بی عمل است

  4. ۴

    به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب

    جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است

  5. ۵

    بگیر طره مه چهره ای و قصه مخوان

    که سعد و نحس ز تأثیر زهره و زحل است

  6. ۶

    دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت

    ولی اجل به ره عمر رهزن امل است

  7. ۷

    به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش

    چنین که حافظ ما مست باده ازل است

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل