- ۱
کنون که بر کف گل جام باده صاف است
به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است
- ۲
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر
چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است
- ۳
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
- ۴
به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش
که هرچه ساقی ما کرد عین الطاف است
- ۵
ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر
که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است
- ۶
حدیث مدعیان و خیال همکاران
همان حکایت زردوز و بوریاباف است
- ۷
خموش حافظ و این نکته های چون زر سرخ
نگاه دار که قلاب شهر صراف است
— حافظِ شیرازی

