Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷

غزلیات

۴۳۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    ای قصه بهشت ز کویت حکایتی

    شرح جمال حور ز رویت روایتی

  2. ۲

    انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه ای

    آب خضر ز نوش لبانت کنایتی

  3. ۳

    هر پاره از دل من و از غصه قصه ای

    هر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی

  4. ۴

    کی عطرسای مجلس روحانیان شدی

    گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی

  5. ۵

    در آرزوی خاک در یار سوختیم

    یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی

  6. ۶

    ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت

    صد مایه داشتی و نکردی کفایتی

  7. ۷

    بوی دل کباب من آفاق را گرفت

    این آتش درون بکند هم سرایتی

  8. ۸

    در آتش ار خیال رخش دست می دهد

    ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی

  9. ۹

    دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست

    از تو کرشمه ای و ز خسرو عنایتی

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل